|
پاسدارشهید محمد منتظر قائم گردش خون در رگهای زندگی شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین تر است
| ||
|
سلام محمد جان باز با حالی غریب آمدم چه زود غریبه شدیم و فراموشت کردیم چه زود اما چشمان خسته من تو را می خواهد و شب ها مرا سمت تو می کشاند برایم دعا کن چرا که می دانم در جوار علی (ع) هستی خدایا توانم ده تا فراموش نکنم برای تو جان دادن چه سعادتیست [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:23 ] [ امیر علی ]
هو المعلوممبادا غافل شویم و روزمرگی ما را از حضور تاریخی خویش غافل کند .
هو الحیهیچ پرسیده ای که عالم شهادت بر چه شهادت می دهد که نامی اینچنین بر او نهاده اند؟
هو القادرجهان امروز در دوران انتقال از یک عصر به عصری دیگر قرار دارد و تا آنگاه که این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثبات را به خود نخواهد دید.
هو الشافیراه كاروان عشق از میان تاریخ میگذرد و هر كسی در هر زمان بدین صلا لبیك گوید، از ملازمان كاروان كربلاست.
هو الصاحبپندار ما اینست که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آنست که زمان ما را با خود برده است و شهداء مانده اند [ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 13:17 ] [ امیر علی ]
![]() نامش را که گذاشته بودند «ایمان» ولی آنقدر باورهای مذهبیاش روز به روز بیشتر و بیشتر میشد که هر روز احساس میکردی از روز قبلش محکمتر و مومنتر و موقنتر گشته است. خیلی به شهید «سیدمحمد منتظرقائم» علاقه داشت؛ فرمانده سپاه یزد و شهید واقعه طبس که اولین شهید بعد از انقلاب دومش هم میخوانند...به خاطر همین علاقه و ایمان و ارادت اسمش را از ایمان غلام نژاد به «محمد منتظرقائم» تغییر داد و شد محمد! «سیدمحمد منتظرقائم» الگوی تمام عیارش بود. ایمان جان حال کجایی شاید در عرش دارید تولد می گیرید آره من که باورم اینه الان ملائک جمع اند و در حضور پیامبران و ائمه برای زیبا ترین و پاک ترین الگویت تولد می گیری تولدی دیگر تولدی به منزل گه پیامبران. سالروز شهادت شهید سید محمد منتظر قائم [ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 ] [ 13:35 ] [ امیر علی ]
خون گرم شهدا، به صورت امواج بزرگى خواهند شد و به درياهاى سرخ خواهد پيوست
شهادت، مانند مادرى است كه تنها فرزندش را در آغوش مىكشد
شهادت از مال هر کسی نمی شود
بر مقامت رعنایت احترام ای شهید
شما مىدانيد كه شهادت ميراثى است، كه از اجداد ما به ما ارث مانده است. ما فرزندان سرور شهيدان هستيم. و اين امر براى ما تازگى ندارد. و شما نبايد از اين موضوع نگران باشيد. بلكه بايد به خود بباليد و افتخار كنيد كه شما پدر و مادر فرزندى را بزرگ كردهايد و به اسلام هديه كردهايد، كه لياقت شهادت را داشته و براى شما هم در اين دنيا و هم در آن دنيا، جاى افتخار است
[ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 ] [ 16:34 ] [ امیر علی ]
ختم قران هدیه به شهید محمد منتظر قائم دوستان عزیز میخوایم برا شادی روح شهید محمد منتظر قائم ختم قرآن کنیم علاقه مندانی که مایل به شرکت هستید لطفا جرءي که قادر هستید را اعلام فرمایید شرکت کنندگان در((ختم قرآن)): منتظر:...............................................................................جزء اول منتظر قائم73.....................................................................جزء دوم حمیدی:............................................................................جزء سوم پرچمدارن بصیرت:..............................................................جزء چهارم شهید مجتبی بابایی زاده:.................................................. جزء پنجم منتظران ظهور:................................................................. جزء ششم سرباز غریب:..................................................................... جزء هفتم پوروایی:............................................................................ جز ء هشتم قربانپور:............................................................................ جزء نهم سربازگمنام:...................................................................... جزءدهم ذوالفقار علی:..................................................................... جزء یازدهم اینجا شهید آباد است:........................................................ جزء دوازدهم سعادت:........................................................................... جزء سیزدهم کاک مجتبی:..................................................................... جزء چهاردهم الهی فر:......................................................................... جزء پانزدهم فاطمه زهرا:..................................................................... جزء شانزدهم سید محمد:.................................................................... جزء هفدهم گرگانی:........................................................................ جزء هجدهم سید روح الله حسینی:..................................................... جزء نوزدهم سرباز ولایت:.......................................................................جزء بیستم انتظار منتظر:...................................................................... جزء بیست ویکم مهدی موعود:....................................................................... جزء بیست و دوم مروارید:............................................................................. جزء بیست و سوم خادم الشهدا:.................................................................... جزء بیست و چهارم چشم به راه:................................................................... جزء بیست و پنجم بسیجی:.......................................................................... جزء بیست و ششم چفیه و پلاک:.....................................................................جزء بیست و هفتم چریک:............................................................................... جزء بیست و هشتم یاس:................................................................................ جزء بیست ونهم ابو عمار :.......................................................................... جزء سی [ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 13:54 ] [ امیر علی ]
برقامت رعنای شهیدان صلوات
فاطمیه آمد اما ما تنها و ایمان در سرای نیکان نوحه سرایی می کند خوش به حالت ایمان جان شاید آرزویت این بود مثل مادرت زهرا شهید بشی چه شد بر پهلویت ای رشید؟ چیست این کبودی ها بر بدنت ایمان جان؟ اینان ارادت است اینان عشق است عشق به مادرت زهرا.... [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 15:20 ] [ امیر علی ]
![]() محمد جان سلام بغض گلومو گرفته بد جوری ناراحتم عکس هاتو برداشتم به جاش گل گذاشتم البته نه از روی اختیار قربون مظلومیتت محمد جان بعد رفتنت هم مظلومی نمی خوام در موردقضیه پاک کردن عکسات چیزی بنویسم چون خودم بد جوری حالم گرفته شد ادامه مطلب [ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 22:50 ] [ امیر علی ]
ای دشمن حق ما دلیر و حق پرستیم """برگرد ! تا سربند یا زهـرا (س) نبستیم . . . دید در معرض تهدید دل و دنیش را """ رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر """چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را . . . ایمان جان چند روز پیش رفتم قائمشهر پیش محمد طاها به چشمام خیره می شد دلم گریه می خواست البته این عکس قدیمیه الان ماشالله بزرگ شده نگران هیچی نباش محمد طاها همچون خودت سرباز ولایته ادامه مطلب [ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 13:30 ] [ امیر علی ]
یادش بخیر اولین مراسم هئیت یادبود شهید منتظر قائم [ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 13:10 ] [ امیر علی ]
صدای بال فرشتگان محمد جان از همان موقع مشخص بود تو شهید بودی... ای روشنای خانه امید، محمد جان """ ای معنی حماسه جاوید، محمد جان چشم ستارگان فلک از تو روشن است"""ای برتر از سراچه خورشیدمحمد جان گمنامی تنها برای شهرت پرستان درد آور است ، وگرنه همه اجرها در گمنامیست. محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند . . . شهادت را نه در جنگ، در مبارزه می دهند ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند . . . در سینهام دوباره غمی جان گرفته است « امشب دلم به یاد شهیدان گرفته است » تا لحظهای پیش دلم گور سرد بود اینک به یمن یاد شما جان گرفته است تا کی دل من چشم به در داشته باشد؟ """ ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد آن باد که آغشته به بوی نفس توست """ از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . . [ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 12:51 ] [ امیر علی ]
امروز دوازده فروردین عروسی شهید محمد منتظر قائمميرسد روزي كه بي هم ميشويم يك به يك از جمع هم كم ميشويمميرسد روزي كه ما در خاطرات موجب خنديدن و غم ميشويم گاه گاهي ياد ما كن اي رفيقميرسد روزي كه بي هم ميشويم!!
[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 9:47 ] [ امیر علی ]
سلام محمد جان بعد اینکه سال جدیدو کنار ت تو گلزار شهدا تحویل کردم امشب یه سعادت بزرگ دیگه ی نسیبم شد. امشب همراه با امام جمعه عزیز حضرت آیت الله محمدی لائینی (همونی که فدایش بودی وخیلی دوسش داشتی) و آقای حمیدی و چند تا از طلبه ها رسیدیم خونتون... چه زیبا عکس و نورانیت چهرت به خونتون صفا داده بود... بغض گلومو گرفته ایمان جان مادر عزیزت از تو می گفت از اینکه اونو محرم میدونی و به خوابش میری ... ایمان جان دلم می خواست گریه کنم چهره پریشون پدر مهربانت که می گفت از تو خیلی چیزا یاد گرفته ... شهید محمد منتظر قائم چه زیبا... راستی ایلیا خواهر زاده دوست داشتنیتم بود ... اما ایمان الان تنها هستم و این تنهایی آزارم میده خسته و دلشکسته با تو نجوا میکنم ... ایمان عزیز دلم برات خیلی تنگ شد [ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 23:51 ] [ امیر علی ]
سلام بر نوروز سلام بر اعجاز طبیعت سلام بر تازگی ها سلام بر پاکی ها سلام بر دست یدالهی خدا در خلقت طبیعت سلام بر مقلب القلوب و الابصار امد از راه نسیم بهاری بوی ترنم شکوفه های بهاری دلهامان را با بهاران بهاری کنیم جداشویم از همه پلیدیهای نفس اماره و به سوی تکامل نفس مطمئنه به سوی پروردگار رجوع کنیم عیدیمان را از شهدا بگیریم از انها بخواهیم ما را نیز چون خود به مقام ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی رهنمون سازند و لاغیر محمد جان ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی عالم وجود بر نشسته ای دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش. این عید و سالی که ان شاله نکوست با تکرار یاد خدا نیکوتر خواهد شد از بندگی غیر به در آییم و به ولایت او بازگردیم از منیت ها رها شده و به سوی یگانگی او پناه ببریم سال را با بهاران چون شهید محمد منتظر قائم آغاز کنیم چرا که سالی که نکوست از بهارش پیداست و یقینا سالی که با یاد خدا و تجدید عهد باآرمان ایمان عزیز آغاز شود نکوترین سال است [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 21:31 ] [ امیر علی ]
خدایا شکرت امسال با ایمان همسفر بودم شاید ایمان امسال خودش میومد اما الان نظاره گر اعمال ماست من و ایمان امسال همسفر بودیم و تو همه مناطق عملیاتی با هم بودیم چقدر چهره دلربایی داری ایمان خیلی ها ازت سوال کردن ایمان جان... [ دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 ] [ 16:0 ] [ امیر علی ]
|
||